دیکشنری فارسی

tectonic

UKtektənik

معنی فارسی

ساختماني فن ساختمان فن چيز سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/tek tän´ik/adj.

● وابسته به ساختن یا ساختمان یا معماری، ساختمانی، ساختی

● وابسته به دگرگونی‌های پوسته‌ی زمین: زمین ساز، زمین ساختی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. pertaining to the structure or movement of the earth's crust “tectonic plates” “tectonic valleys” “Pertains to noun: tectonics”
  2. of or pertaining to construction or architecture “Pertains to noun: tectonics (for: architectonic), tectonics”

واژه‌های دیگر با معنی «ساختماني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن