دیکشنری فارسی

tee (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/tē/n., vt., vi.

● (بازی گلف)

● آغاز گاه

● (چوب T شکل که در آغاز گوی را روی آن قرار می‌دهند و با چوگان می‌زنند) تی

● (فوتبال امریکایی - هنگام با پازدن توپ در آغاز مسابقه) تی

● (توپ یا گوی را) روی تی قرار دادن

* tee off

1- (بازی گلف) گوی را از روی تی زدن 2- آغاز کردن، شروع کردن 3- (امریکا - خودمانی) خشمگین کردن، منزجر کردن، برزخ کردن

their lack of consideration teed me off

بی ملاحظگی آنها مرا عصبانی کرد.

* to a tee

کاملا، مو به مو، صد در صد

it suits me to a tee

کاملا برایم مناسب است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن