دیکشنری فارسی

teem (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/tēm/vt., vi.

● ریختن، شرشر کردن

a teeming rain

باران سیل آسا

● (با: out) بیرون ریختن، تهی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن