دیکشنری فارسی

telecast

UKtelikɑːst US'telə'kæst

معنی فارسی

برنامه تلزيويوني پخش کردن،

برنامه تلويزيوني.

بخش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tel´i kast´/n., vt., vi.

● برنامه‌ی تلویزیونی، پخش تلویزیونی

● (توسط تلویزیون) بخش کردن

the Olympic Games will be telecasted all over the world

مسابقات المپیک در سرتاسر جهان توسط تلویزیون پخش خواهد شد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a television broadcast
  2. broadcast via television “The Royal wedding was televised” “Somebody ----s something” “They telecast the information to them”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن