دیکشنری فارسی

telecommuting

UKtelikəmjuːtiŋ USteləkəm'ju:tıŋ

معنی فارسی

ارتباط برقرار کردن راه دور

معنی کامل و مثال‌ها

/tel´ǝ kǝ myoot´iŋ/n.

● (کار در منزل توسط کامپیوتر و غیره به‌جای کار در اداره) آگه‌رسانی، دور کاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. employment at home while communicating with the workplace by phone or fax or modem

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن