دیکشنری فارسی

teleconference

UStelə'kɔnfrəns

معنی فارسی

کنفرانسي که چند نفر از مناطق دور با هم

انجام مي دهند

معنی کامل و مثال‌ها

/tel´i kän´fǝr ǝns/n., vi.

● (گردهمایی چند نفر از راه تلویزیون و غیره) کنفرانس از راه دور، هم نشست دور برد

● (از راه دور) مذاکره کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a conference of people who are in different locations that is made possible by the use of such telecommunications equipment as closed-circuit television

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن