telegraph apparatus معنی فارسی دستگاه تلگراف واژههای دیگر با معنی «دستگاه تلگراف» ticker تيک تيک کننده، خودنويس، دستگاه تلگراف operator گرداننده، عمل کننده، دلال telegraph تلگراف، دستگاه مخابره، تلگراف کردن (يا زدن) helio عکس گراووري افتابي، دستگاه عکس برداري ازافتاب، تلگراف افتابي heliograph عکس گراووري افتابي، تلگراف افتابي، دستگاه عکس برداري ازافتاب