دیکشنری فارسی

telegraphed

UKteligrɑːft US'teləg'ræft

معنی فارسی

تلگراف ، دستگاه مخابره ،

تلگراف کردن (يا زدن) ، مخابره کردن ،

تلگراف زدن

واژه‌های دیگر با معنی «تلگراف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن