دیکشنری فارسی

tell off

معنی فارسی

شمردن وکنارگذاردن تعيين کردن توبيخ کردن مردود شمردن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. reprimand “She told the misbehaving student off” “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

Count off, detach, distribute.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن