telson
معنی فارسی
فرينه تلسون
معنی کامل و مثالها
/tel´sǝn/n.
● (آخرین بند دم عقرب که نیش در آن قرار دارد یا آخرین بند بدن سخت پوستان) فرینه، تلسون
فرينه تلسون
/tel´sǝn/n.
● (آخرین بند دم عقرب که نیش در آن قرار دارد یا آخرین بند بدن سخت پوستان) فرینه، تلسون
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن