temporal (1)
معنی کامل و مثالها
/tem´pǝ rǝl/adj., n.
● موقتی، گذرا، زود گذر، پایان پذیر، زمانمند، زمانگیر
● دنیوی، اینجهانی، ناسوتی، جسمانی
the spiritual as well as the temporal power of the Pope
قدرت روحانی و همچنین دنیوی پاپ
● (دستور زبان) زمانی، زمانمند، زماندار