temporary storage معنی فارسی حافظه موقت انباره موقتي واژههای دیگر با معنی «حافظه موقت» shadow memory حافظه ثانوي موقت، شبه حافظه refresh buffer يک مکان حافظه موقت که در هنگام تازه کردن، يک صفحه تصوير اصلاعات نمايش صفحه را، نگاهداري مي کند keyboard buffer بافر صفحه کليد، حافظه موقت صفحه کليد cycle stealing مدت چرخه، روشي که اجازه مي دهد يک دستگاه جانبي، بطور موقت کامپيوتر را از دسترسي به مسير cache memory يک حافظه کوچک و بسيار سريع که مخصوص، ذخيره موقت اطلاعات مي باشد، حافظه پنهان