دیکشنری فارسی

tenancy

UKtenənsiː US'tenənsı

معنی فارسی

اجاره داري مدت اجاره نگهداري

معنی کامل و مثال‌ها

/ten´ǝn sē/n., pl.

● اجاره نشینی، اجاره داری

● ملک اجاره‌ای

● مدت اجاره

● در تصرف گیری ملک

تعریف انگلیسی

noun
  1. an act of being a tenant or occupant

مترادف‌ها

noun
Holding tenure, temporary possession, occupancy.

واژه‌های دیگر با معنی «اجاره داري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن