دیکشنری فارسی

tenancy

UKtenənsiː US'tenənsı

معنی فارسی

اجاره داري مدت اجاره نگهداري

معنی کامل و مثال‌ها

/ten´ǝn sē/n., pl.

اجاره نشینی، اجاره داری

ملک اجاره‌ای

مدت اجاره

در تصرف گیری ملک

مترادف‌ها

noun
Holding tenure, temporary possession, occupancy.

واژه‌های دیگر با معنی «اجاره داري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن