tender (3)
معنی کامل و مثالها
/ten´dǝr/n.
● کسی که از چیزی مواظبت یا سرپرستی میکند، مراقب، بپا، (در ترکیب) - پا، متصدی
a bartender
متصدی بار (مشروب فروشی)
● (کشتی یا هواپیما و غیره) سوخترسان، توشهرسان، کمکرسان
a destroyer tender
توشهرسان ناوشکن
● قایق ویژهی حمل مسافر و بار از کشتی به ساحل
● واگن حامل سوخت و آب (برای لکوموتیو)