tenotomy معنی فارسی پي بري معنی کامل و مثالها /tǝ nät´ǝ mē/n., pl.● (جراحی) بریدن زردپی، تنود بری، قطع وتر واژههای دیگر با معنی «پي بري» neurotomy پي بري، عصب بري، تشريح اعصاب