tensile force معنی فارسی قوه کشش قوه تمد د واژههای دیگر با معنی «قوه کشش» tensity قوه کشش، سفتي tractive power قوه کشش tensile وابسته به قوه کشش tension کشش، امتداد، تمدد magnetically با کشش آهن ربايي، با قوه مغناطيسي electric traction کشش الکتريکي، قوه الکتريکي