دیکشنری فارسی

tent (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/tent/n., vt.

● (زخم بندی) فتیله، باز نگهدار، زبانه

● فتیله گذاشتن، زبانه قرار دادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن