terrazzo معنی فارسی موزائيک معنی کامل و مثالها /tǝ rät´sō/n.● موزاییک مرمرنما واژههای دیگر با معنی «موزائيک» corrugated tile موزائيک mosaic work موزائيک کاري mosic با موزائيک آراستن، تيکه تيکه بهم پيوستن mosaicist موزاييک ساز، موزائيک کار inlaid with mosaic خاتم کاري شده، اراسته با موزائيک