territorialism
USterə'tɔ:rıə'lızəm
معنی فارسی
اصول دادن ،
اختيارات کامل کليسا بدست فرمانروايان غير
روحاني
معنی کامل و مثالها
/-iz´ǝm/n.
● نظام اقلیمی، روش ادارهی سرزمینهای پهناور