دیکشنری فارسی

territorialism

USterə'tɔ:rıə'lızəm

معنی فارسی

اصول دادن ،

اختيارات کامل کليسا بدست فرمانروايان غير

روحاني

معنی کامل و مثال‌ها

/-iz´ǝm/n.

نظام اقلیمی، روش اداره‌ی سرزمین‌های پهناور

واژه‌های دیگر با معنی «اصول دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن