دیکشنری فارسی

terrorism

UKterərizəm US'terə'rızəm

معنی فارسی

اصول حکومت کردن يا مخالفت با دولت بوسيله

تهديد و ايجاد وحشت

معنی کامل و مثال‌ها

/ter´ǝr iz´ǝm/n.

تروریسم، مردم ترسانی، همه ترسانی

مترادف‌ها

noun
1. Government by terror.
2. State of terror, reign of terror.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن