tessellate
معنی فارسی
داراي طرح موزاييکي، مرکب از قطعات مربع
موزائيکي کردن، پهلوي همقرار دادن
معنی کامل و مثالها
/tes´ǝ lāt´/adj., vt.
● دارای طرح موزاییکی، مرکب از قطعات مربع (که پهلوی هم قرار گرفتهاند) (tessellated هم میگویند)
● موزائیکی کردن، پهلوی هم قرار دادن
تعریف انگلیسی
verb
- fit together exactly, of identical shapes “triangles tessellate” “Something ----s”
- tile with tesserae “tessellate the kitchen floor” “Somebody ----s something”