دیکشنری فارسی

tessellate

معنی فارسی

داراي طرح موزاييکي، مرکب از قطعات مربع

موزائيکي کردن، پهلوي همقرار دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/tes´ǝ lāt´/adj., vt.

● دارای طرح موزاییکی، مرکب از قطعات مربع (که پهلوی هم قرار گرفته‌اند) (tessellated هم می‌گویند)

● موزائیکی کردن، پهلوی هم قرار دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. fit together exactly, of identical shapes “triangles tessellate” “Something ----s”
  2. tile with tesserae “tessellate the kitchen floor” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن