دیکشنری فارسی

tester (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/tes´tǝr/n.

● (شخص یا چیز) آزمونگر، ممتحن، آزماینده، آزمایش‌کننده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن