testified
UKtestifaid
US'testə'faıd
معنی فارسی
گواهي دادن شهادت دادن تصديق کردن اظهار کردن اثبات کردن
گواهي دادن شهادت دادن تصديق کردن اظهار کردن اثبات کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن