دیکشنری فارسی

tether

UKteðər US'teðə

معنی فارسی

دنباله افسار کمند حدود وسعت افسار کردن بستن

معنی کامل و مثال‌ها

/teth´ǝr/n., vt.

افسار، پالهنگ، مهار

the horse had a long tether

اسب افسار بلندی داشت.

(استعداد یا قابلیت فردی و غیره) حد، ظرفیت

افسار کردن، مهار کردن، بستن (با افسار)

the horse was tethered to a tree

اسب را به درخت بسته بودند.

* at the end of one's tether

کارد کسی که به استخوان رسیده، در سرحد بی‌تابی، جان به لب رسیده

I am at the end of my tether

کارد به استخوانم رسیده است (صبرم تمام شده است).

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

A rope, chain, or similar used to restrict the movement of something.; Verb: Tie or bind something to something else.

ریشه

From Old Norse 'tjǫr', meaning 'rope'.

مثال

  • He tied the horse with a tether.
  • She tethered her dog to the post.
  • The goat was on a long tether.

ترکیب‌های رایج

tether to on a tether tether in place

مترادف‌ها

noun
Tedder.

واژه‌های دیگر با معنی «دنباله افسار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن