tetrabranchiate
معنی فارسی
چهار آبششي
معنی کامل و مثالها
/te´trǝ braŋ´kē it/adj.
● (سر پائیان) چهار آبششی (از چهار آبششیان tetrabranchia - در برابر: دو آبششیان dibranchiate)
چهار آبششي
/te´trǝ braŋ´kē it/adj.
● (سر پائیان) چهار آبششی (از چهار آبششیان tetrabranchia - در برابر: دو آبششیان dibranchiate)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن