دیکشنری فارسی

tetrad

معنی فارسی

مجموع چهار چيز چهار

معنی کامل و مثال‌ها

/te´trad´/n.

گروه چهارگانه، چهار تایی، اربعه

(گیاه‌شناسی - هنگام کاستمان) یاخته‌های چهارگانه

(شیمی - اتم یا ریشه یا عنصر) چهار ظرفیتی

(زادشناسی) فام‌تن چهار گانه

ریشه و کاربرد

Noun

A group or set of four.

ریشه

Derived from the Greek 'tetra' meaning four.

مثال

  • The tetrad of students worked together on the project.
  • The chromosomes formed a tetrad during meiosis.
  • The tetrad of musicians formed a quartet.

ترکیب‌های رایج

Tetrad of chromosomes Tetrad of musicians Tetrad of elements

مترادف‌ها

noun
Four, quaternion.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن