دیکشنری فارسی

thanks

UKθæŋks USθæŋks

معنی فارسی

سپاس (گزاري) (اظهار) تشکر (اظهار) امتنان شکر (گزاري) شکرانه

معنی کامل و مثال‌ها

/thaŋks/n.pl., interj.

● سپاس، تشکر، امتنان

we gave him our thanks for his kindness

به خاطر مهربانی‌اش از او سپاسگزاری کردیم.

● (ندا) سپاس، متشکرم، سپاسمندم، سپاسگزارم

thanks a lot

خیلی متشکرم، سپاس فراوان

no, thanks!

نه، سپاسگزارم‌!

* thanks but no thanks!

متشکرم ولی باید پیشنهاد شما را رد کنم‌!

* thanks to

1- به سپاس از، با تشکر از 2- به خاطر، به واسطه‌ی، از برکت

thanks to the rain, the game was cancelled

به واسطه‌ی باران، مسابقه تعطیل شد.

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'thankes', from Old English 'þancas', plural of 'þanc'.

مثال

  • Thanks for your help.
  • She gave him a look of thanks.
  • I owe you many thanks.

ترکیب‌های رایج

give thanks many thanks special thanks thanks to

تعریف انگلیسی

noun
  1. an acknowledgment of appreciation
  2. with the help of or owing to “thanks to hard work it was a great success”

مترادف‌ها

noun plural
Acknowledgments (for favors), expressions of gratitude.

واژه‌های دیگر با معنی «سپاس (گزاري)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن