دیکشنری فارسی

the

UKð USðə

معنی فارسی

حرف تعريف

معنی کامل و مثال‌ها

/thǝ, thē/adv., adj.

حرف معرفه، حرف تعریف (با a و an فرق دارد)

I bought the book

کتاب را خریدم.

where did you put the book?

کتاب رو کجا گذاشتی‌؟

she took the money

پولها را ورداشت.

the story ended

داستان پایان یافت.

the man who is standing under the tree is my brother

مردی که زیر درخت ایستاده است برادر من است.

the Prime Minister of Ireland

نخست‌وزیر ایرلند

the Mississippi (river)

(رود) می‌سی‌سی‌پی

she took me by the hand

دستم را گرفت.

the Middle Ages

قرون وسطی

the seventies

سال‌های هفتاد

the front door

درب جلو

the man who knew too much

مردی که زیاد می‌دانست

the right of free speech

حق آزادی سخن

the cow is a domestic animal

گاو حیوانی اهلی است.

the ugly and the beautiful

زشت و زیبا

تا اینکه، مگر اینکه، برای اینکه

the better to see you with

برای اینکه با آن تو را بهتر ببینم.

هر چه

the sooner the better

هر چه زودتر بهتر

the later you do it, the more you'll regret it

هر چه دیرتر آن کار را بکنی بیشتر پشیمان خواهی شد.

واژه‌های دیگر با معنی «حرف تعريف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن