پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
the doctor ordered an ointment
معنی فارسی
پزشک مرهم تجويز کرد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن