the fancy معنی فارسی ....بازان مشت بازي واژههای دیگر با معنی «....بازان» phocidae اب بازان، تيره خوک ابي golfdom جهان گلف و گلف بازان PGA مخفف: انجمن گلف بازان پيشه کار phocine وابسته به اب بازان يا تيره خوک ابي tilting yard ميدان مبارزه نيزه بازان و سوارکاران. tiltyard ميدان مبارزه نيزه بازان و سوارکاران. peregrin falcon يکجور قوش تيز پرکه قوش بازان بدان دلبستگي، دارند paseo گردش، تفرج، تفريح