the last .but one معنی فارسی يکي به آخر مانده ، ماقبل آخر واژههای دیگر با معنی «يکي به آخر مانده» penult يکي به آخر مانده، ماقبل آخر، هجاي ماقبل آخر penultimate يکي به آخر مانده، ماقبل آخر، هجاي ماقبل آخر