the open معنی فارسی هواي آزاد فضاي آزاد جاي آشکار ملا عام واژههای دیگر با معنی «هواي آزاد» open-air در هواي آزاد، بيروني، صحرائي open exercise ورزش در هواي آزاد open air در هواي آزاد انجام شده، صحرايي، بيروني campcraft علم وهنر بيتوته کردن در هواي آزاد، اردوزيستي blast valve سوپاپ آزاد کننده هواي گرم براي صعود بالن outdoorsy وابسته به يا علاقمند به دشت و صحرا و هواي، آزاد