the profession of letters معنی فارسی نويسندگي تاليف واژههای دیگر با معنی «نويسندگي» writership نويسندگي writer's cramp رعشه دست در نويسندگي hackwork نويسندگي وهنرپيشگي سودطلبانه، نويسندگي براي کسب معيشت. kailyard school مکتب نويسندگي درباره اسکاتلند. potboil براي امرار معاش نويسندگي ياکارهاي هنري، مبتذل کردن. Victorianism سبک نويسندگي و شعر و طرز تفکر زمان ملکه، ويکتوريا. penmanship چيز نويسي، نويسندگي، شيوه نويسندگي authorship مصنفي، نويسندگي، اصليت کتابي از حيث مصنف آن clerkship دبيري، نويسندگي، منشي گري دفترداري writerly وابسته به يا ويژه ي نويسندگان، وابسته به نويسندگي