دیکشنری فارسی

the sun had parched his skin

معنی فارسی

افتاب پوست تنش را سوزانده بود

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن