the third person معنی فارسی سوم شخص غائب واژههای دیگر با معنی «سوم شخص» third person سوم شخص. couldst سوم شخص مفرد از زمان گذشته ي فعل: can cognomen کنيه، لقب، نام خانوادگي که جزء سوم نام شخص بود cognomina کنيه، لقب، نام خانوادگي که جزء سوم نام شخص بود is است، هست، دستور : فعل معين بودن براي سوم شخص مفرد him او را، آنمرد را، به او