دیکشنری فارسی

theater-in-the-round

معنی کامل و مثال‌ها

n.

● سالن تئاتر که صحنه در وسط آن قرار دارد، تماشاخانه‌ی گرد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن