دیکشنری فارسی

theatricals

UKθiætriklz

معنی فارسی

وابسته به تماشاخانه تاتري درخور تماشاخانه مصنوعي اغراق اميز

معنی کامل و مثال‌ها

/thē a´tri kǝlz/n.pl.

● اجرای نمایش (به ویژه توسط گروه‌های ناپیشه‌کار)

مترادف‌ها

noun plural
Dramatic performances.

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به تماشاخانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن