thematic
UKθimætik
USθı'mætık
معنی فارسی
فرهشتي ريشه اي مربوط بموضوع موضوعي مطلبي مقاله اي.
معنی کامل و مثالها
/thē mat´ik/adj., n.
● وابسته به موضوع یا بنمایه، فرهشتی، موضوعی، بنمایهای
● (وابسته به ریشهی واژه) واجستاکی
● (انگلیس) مجموعهی تمبرهای پستی دربارهی کشور یا موضوع خاص
تعریف انگلیسی
adjective
- relating to or constituting a topic of discourse “Pertains to noun: theme”
- of or relating to a melodic subject “Pertains to noun: theme”