دیکشنری فارسی

thematic

UKθimætik USθı'mætık

معنی فارسی

فرهشتي ريشه اي مربوط بموضوع موضوعي مطلبي مقاله اي.

معنی کامل و مثال‌ها

/thē mat´ik/adj., n.

وابسته به موضوع یا بن‌مایه، فرهشتی، موضوعی، بن‌مایه‌ای

(وابسته به ریشه‌ی واژه) واج‌ستاکی

(انگلیس) مجموعه‌ی تمبرهای پستی درباره‌ی کشور یا موضوع خاص

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or constituting a topic of discourse “Pertains to noun: theme”
  2. of or relating to a melodic subject “Pertains to noun: theme”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن