there is UKðəriz معنی فارسی هست يافت ميشود واژههای دیگر با معنی «هست» it's ان هست incendivity خاصيت اتش زني که در جرقه الکتريکي هست pan cosmism اعتقاد باينکه هر چه هست همين ماديات است occultism عقيده باينکه علوم پوشيده اي هست که انسان، ميتواند بدانهادست يابد oubiette زندان پنهان که در بالاي آن يک روزنه هست و بس، سياه چال is است، هست، دستور : فعل معين بودن براي سوم شخص مفرد cordierite سيليکات منيزيم و آلومينيم که داراي قدري آهن، هم هست capital levy جمع آوري ماليات بوسيله گرفتن بخشي از هر چه، دارايي درکشور هست pentane پانتان، نام يکي از هيدروکربونهاي پارافيني که در، نفت خام هست only تنها، يگانه، چيزي که هست