thereinto
معنی فارسی
درداخل ان در جزء ان، در ضمن ان.
به آن قضيه يا موضوع يا شرط
معنی کامل و مثالها
/ther in´tōō/adv.
● به آنجا، به آن مکان، به آن چیز
● به آن قضیه یا موضوع یا شرط
درداخل ان در جزء ان، در ضمن ان.
به آن قضيه يا موضوع يا شرط
/ther in´tōō/adv.
● به آنجا، به آن مکان، به آن چیز
● به آن قضیه یا موضوع یا شرط
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن