دیکشنری فارسی

thermomagnetic

معنی فارسی

گرما مغناطيس

معنی کامل و مثال‌ها

/thu_r´mō mag net´ik/adj.

● (وابسته به فعل و انفعال گرما و نیروی مغناطیسی) گرما مغناطیسی

واژه‌های دیگر با معنی «گرما مغناطيس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن