دیکشنری فارسی

thermometric

UKθəːməmetrik

معنی فارسی

وابسته به گرماسنج وابسته به گرماسنجي.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to thermometry “helium gas was the thermometric fluid” “Pertains to noun: thermometry”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن