therof معنی فارسی از ان وابسته بان متعلق بان از انجا. واژههای دیگر با معنی «از ان» thereafter پس از ان، از ان پس، بعد از ان thine از ان تو، مال تو shelving مواديکه از ان تاقچه ميسازند، شيب، درجه شيب pneumonectomy قطع وبرداشتن ريه با قسمتي از ان. one's pet aversion چيزي که شخص مخصوصا از ان بيزار است gametocyte سلولي که تقسيم شده و از ان سلول جنسي، بوجود ميايد. smorgasbord ميز غذاهاي متنوع که شخص از ان انتخاب، ميکند. improper fraction کسري که صورت ان بزرگتر از مخرج باشد. biotechnology ان قسمت از مباحث فني که مربوط به اعمال، قواعد زيست شناسي درانسان وماشين الا ت، است. pontoon حبس کرجي ته پهن که از روي ان عبور کنند، صندوق زير ابي، پايه زير ابي