دیکشنری فارسی

thin-skinned

معنی کامل و مثال‌ها

/thin´skind´/adj.

● داری پوست نازک، نازک پوست، لطیف

● زودآسیب، پوست نازک، حساس

تعریف انگلیسی

adjective
  1. quick to take offense

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن