دیکشنری فارسی

thinner

UKθinər US'θınə

معنی فارسی

نازک کننده کم کننده رقيق کننده نازکتر کم پشت تر.

معنی کامل و مثال‌ها

/thin´ǝr/n.

● (شخص و به ویژه ماده‌ای که چیزی را رقیق می‌کند) تینر، رقیق ساز، آبناک ساز

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the adjective 'thin' with the comparative suffix '-er' or the agentive suffix '-er'.

مثال

  • He used a thinner to dilute the paint.
  • She is thinner than her sister.
  • The thinner liquid was easier to pour.

ترکیب‌های رایج

Use thinner Thinner liquid Thinner coat

تعریف انگلیسی

noun
  1. a diluting agent

واژه‌های دیگر با معنی «نازک کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن