دیکشنری فارسی

thoracic

UKθɔːræsik USθɔ'ræsık

معنی فارسی

سينه اي صدري

معنی کامل و مثال‌ها

/thō ras´ik/adj.

● وابسته به یا نزدیک به قفسه‌ی سینه، سینه‌ای، صدری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the chest or thorax “pectoral organ” “Pertains to noun: chest, chest (for: pectoral)”

واژه‌های دیگر با معنی «سينه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن