thorough-going معنی فارسی بي قيد و شرط ، مطلق واژههای دیگر با معنی «بي قيد و شرط» clean receipt رسيد بي قيد و شرط clean payment پرداخت بي قيد و شرط edict of emancipation منشور آزادي، فرماني که به تاريخ سوم مارس 1861 به، وسيله الکساندر دوم امپراطور روسيه صادر