thought (1)
معنی کامل و مثالها
/thôt/n.
● اندیشه، فکر، پندار، پنداشت، سگال، تفکر
good thoughts, good words, good deeds
پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک
modern thoughts on education
اندیشههای نوین دربارهی آموزش و پرورش
deep thought
تفکر ژرف
beauty beyond human thought
زیبایی که ماورای اندیشههای بشر است
humans are capable of thought
انسانها قادر به تفکر هستند.
the central thought of this essay
اندیشهی اصلی این مقاله
he gave up the thought of getting married
اندیشهی ازدواج کردن را از سر بیرون کرد.
he put all his thoughts into words
همهی افکار خود رابه زبان آورد.
● قصد، منظور، نیت
he did it without thought of personal gain
بدون نیت سود شخصی آن کار را کرد.
I had no thought of hurting your feelings
منظورم جریحهدار کردن احساسات شما نبود.
didn't you have some thought of going to Yazd?
آیا قصد سفر به یزد را نداشتی؟
● توجه، نمید، ملاحظه، تامل
spare a thought for those less fortunate than you
به کسانی که از تو کمبختترند توجه کن.
the hospital is designed with some thought for the needs of the elderly
بیمارستان را با توجه به نیازهای کهنسالان طرح ریزی کردند.
● یک ذره، کمی، یک کمی، یک خرده، اندکی
be a thought more careful
کمی بیشتر دقت کن.