دیکشنری فارسی

thrombus

UKθrɔmbəs

معنی فارسی

خون منعقد شده در رگ، لخته .

معنی کامل و مثال‌ها

/thräm´bǝs/n., pl.

● (خون) لختگی، لخته شدگی، سخت لخته، لخته، ترومبوس

تعریف انگلیسی

noun
  1. a blood clot formed within a blood vessel and remaining attached to its place of origin

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن