throughither معنی فارسی دستپاچه پريشانحال. واژههای دیگر با معنی «دستپاچه» throughother دستپاچه، پريشانحال. antsy دستپاچه، بي صبر shend دستپاچه کردن، جلو افتادن از. twitchy عصبي، دستپاچه، آسيمه bananas خل، غيرعادي، هيجان زده و دستپاچه